<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سیمرغ </title>
<link>http://dorj2.blogfa.com/</link>
<description>وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم . . . . . .که در طریقت ما کافریست رنجیدن</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 26 Oct 2007 08:23:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>پایان</title>
<link>http://dorj2.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 553px; HEIGHT: 548px&quot; height=536 alt=&quot;The image “http://hoox.files.wordpress.com/2006/09/closed.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.&quot; src=&quot;http://hoox.files.wordpress.com/2006/09/closed.jpg&quot; width=551&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام. با اجازتون آدرس وب به &lt;A href=&quot;http://dorj3.blogfa.com&quot; target=_blank&gt;http://dorj3.blogfa.com&lt;/A&gt; تغییر کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوشحال می شم اونجا ببینمتون و امید وارم عمر اونیکی به کوتاهی این یکی نباشه. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=7&gt;موفق باشید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 26 Oct 2007 08:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dorj2&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>dorj2</dc:creator>
<guid>http://dorj2.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سوت  میزنیم! ( از مجموعه ی اندر احوال خودم )</title>
<link>http://dorj2.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;سلام به همه ی شما عزیزان. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;  ما مشاهده فرمودیم در پی مرقوم نمودن حال و روز خودمان قدری فضای وبلاگ حزن انگیز شده ، پس تدبیری اندیشیدیم. و آن اینکه بار دیگر قلم رنجه فرموده ، تا بر جهانیان منت بنهیم و به خاطره ایم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;  جای همه ی شما عزیزان خالی! در پی عزیمت معجزه ( رئیس جمهور مهرورز ) به این دیار و ایراد سخنان گهر بارشان در دانشگاه کلمبیا ، تعدادی از دانشجویان حاضر در آن جلسه از فرط خنده آپاندیسشان ترکیدو به دیار باقی شتافتند و هموطنان عزیزمان ( از جمله اینجانب ) تا مدتی در اماکن عمومی به صورت شترنجی تردد نمودند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;  چند روز پیش با یکی از همسفران در این باب سخن می راندیم که در آخر ایشان فرمودند &quot; ای حسام اگر کسی از تو پرسید : آیا رئیس جمهور شما احمدی نژاد است؟ در پاسخ به او فقط بگو: هر کس نقطه ضعفی دارد! &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;  مدتی بدین منوال گذشت و ما اندر کف این ماجرا بودیم که چقدر سهل است آبروی یک ملت را با چهار تا چاخان البته از نوع شاخدارش بردن ( ما در ایران همجنس باز نداریم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/26.gif&quot; width=18&gt; ، ایران آزاد ترین کشور دنیاست&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/30.gif&quot; width=18&gt; ، زندانیه سیاسی نداریم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt; ، دانشجویان و اساتید به دلایل سیاسی اخراج نمی شوند&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/08.gif&quot; width=18&gt; ، من دانشگاهی هستم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/23.gif&quot; width=18&gt;و. . . ) و همچون مجانین هر از چند گاهی با خود می گفتیم: اه اه . . . خوب یه چی بگو بگنجه! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;  یکی از روز ها در همین عوالم بودیم و وارد کافی شاپ کاج شدیم که با صحنه ای عجیب مواجه گشتیم! عده ای کثیر در آنجا جمع شده بودند و تعدادی اسکلت و روح و از این جور جینگول وینگولا از سقف آویزان کرده بودند! اول با خود گفتیم که یقینا اینها آشوب گرندو دانشجو نما و از ایادی امریکاو صهیونیست. و قصدی جز برندازی حال به هر رنگی که باشد نخواهند داشت! پس خواستیم فرار ا بر قرار ترجیح دهیم که متوجه شدیم دلیل این گرد هم آیی جشنواره ی هات داگ است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;  جای همه ی شما عزیزان باز هم خالی. قدری سانویچ و شیرینی و نوشیدنی تهیه کرده بودند که به صورت مجانی بین حضار تقسیم می شد و ما هم که در پیرو شعاره مفت باشد ، کوفت باشد ، حتی اگر طناب دار باشد! از کنار هیچ یک به آسانی نگذشتیم. در ادامه ی این جشنواره ی لذیذ مسابقه ی هات داگ خوران هم برگذار می شد و ما هم که دیدیم یک همچین بگی نگی ، پرده ی نازکی روی استخان های ما کشیده شده ، پس تصمیم گرفتیم در این خیک آورد شرکت کنیم که ناگاه چشممان به جمال رقبا روشن شد. بلا به دور تعدادی نهنگ به میزان لازم دوره میز ها نشسته بودند و خود را برای شروع مسابقه آماده می کردند! ما پیش خود تفکریدیم و به این نتیجه رسیدیم که با وجود این مخلوقات عظیم الجسه چیزی جز دلدرد نسیبمان نخواهد شد! پس بی خیال ماجرا شدیم و به تماشا نشستیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;  خلاصه مسابقه برگذار شد و و باورتان نمی شود گروه پیروز میدان ( مسابقه بین گروه های سه نفر برگذار شده بود! ) در مدت ۵ دقیقه تعداده ۲۱ ساندویچ هات داگ را بلعیدند!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/26.gif&quot; width=18&gt; ما که این صحنه را مشاهده فرمودیم بر خود لرزیده سوتی به نشانه ی کم آوردن نواختیم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;  ولی در این میان چند نکته ای بجز این پیل پیکران قابل توجه بود! اول آنکه داوران این خیک آورد اساتید کالج بودند و  این چنین گرم و صمیمی در جمع دانشجویان حاضر شدند. امری که در کشورمان عمرا اتفاق بی افتد! و دومین نکته یکی از گروه های شرکت کننده که متشکل از ۳ چه بهتر ( یه بار گفتم به قول یکی از دوستان یعنی: دختر خوشگلی که ویژگی های خاصی داشته باشد ) بود. این عزیزان از اندامی در حد نی قلیان برخوردار بودند و در پایان مسابقه تنها سر جمع ۴ ساندویچ نوشجان فرمودند! که البته روحیه ی این دوستان نیز در جای خود قابل تقدیر و تشکر بود!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/08.gif&quot; width=18&gt;و چند نکته ی دیگر.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;پ.ن.۱: فردای سخنرانی معجزه در دانشگاه کلمبیا فیلمی از همجنس بازان ایرانی در تلویزیون های آمریکا پخش شد! همین یک برنامه ی کوچک کافی بود که رشته های معجزه رو پنبه کنه! حالا دیگه من نمی دونم مسئولین عزیز از کدام پیروزی سخن می گویند؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;پ.ن.۲: گروهی از دوستان خبر دادند که این وبلاگ هم در شهرستان ها فیلتر شده. بنا بر این ، این پست آخرین به روز رسانی این وبلاگ خواهد بود. آدرس جدید رو خدمتتون اعلام خواهم کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;پ.ن.۳: در رابطه با اتفاقات دانشگاه تهران اون قدر دوستان سخن گفته اند که مجالی برای ما باقی نمونده و هرچی بگم تکرار مکرراته! فقط می خواستم بگم اینم از ویژگی های آزاد ترین کشور دنیاست! نباید به دل بگیرید!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;پ.ن.۴: &lt;FONT color=#ff0000&gt;گرچه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود&lt;FONT color=#333333&gt;. . . .&lt;/FONT&gt; تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود!&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;پ.ن.۵: این بار سوتی بگیرید تا بهتون بگم! &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/13.gif&quot; width=18&gt; ( ان الحسام اکبر الراکبین! )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;پ.ن.آ: &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-26.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=3&gt;آرشیو مطالب&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عیدتون مبارک&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; موفق باشید&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 12 Oct 2007 07:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dorj2&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>dorj2</dc:creator>
<guid>http://dorj2.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلم تنگ است!</title>
<link>http://dorj2.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>سلام به همه ی شما عزیزان. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  نمی دونم تا حالا شده هرچی سعی کنید ، نتونید حرفی رو که می خواید بگید بزنید یا نه؟ امروز اومدم که بگم یه چند وقتی هست که این جوری شدم. خیلی حرف برا گفتن دارم ولی هرچی زور میزنم نمی تونم بیانش کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  جاتون خالی هفته ی پیش به بازی وطن دعوت شدم. البته نه از طرف دوستان که کلا مارو از یاد بردن ( از دل برود هر آنکه از دیده رود! ) بلکه از جانب یک امریکایی! استاد زبانم پیشناهاد کرد که در رابطه با ایران بنویسم. باورتون نمیشه هر کاری کردم ، هر چقدر جون کندم هیچی نتونستم بگم. هیچی نشد که بنویسم. فقط کاغذ سیاه کردم و با نوشته هام اشک ریختم و بعد پارشون کردم ، ریختمشون دور و دوباره از اول ، دوباره اشک ، دوباره . . .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  این هفته کلا کلاسش رو پیچوندم چون روم نمی شد بگم نتونستم چیزی در باره ی وطنم بگم. نمی تونستم بگم اون قدر رو نوشته هام اشک ریخته بودم که قابل خوندن نبودن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  به امید اون روز که بتونم ، یه باره دیگه خاک وطنم رو ببوسم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  دلم تنگ است. . . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۱: یکی از ویژگی های سفر به امریکا این هست که خاستگار پیدا می کنید! ( نمی دونم خوبه یا بده ، ولی من که داره حالم ازش به هم می خوره! ) البته این خاستگاری به دلیل عشق به شما نیست. چون اصولا شما دیده نمی شید. به شما به چشم یک ویزا نگاه می کنند! نمی دونم چه طوری می تونند احترام خودشون و احساسات دیگران رو این جور به لجن بکشن و همچین پیشنهادی بدن ( پیشنهاد بی شرمانه ی ۲ ) ؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۲: رمضان بی رونقی رو تجربه می کنم. سرد و بی روح!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۳ این قدر که به نوشته های من توجه می کنید تا غلط املائی پیدا کنید اگه درستون رو خوب خونده بودید همتون پرفسر می شدید! گیر ندید دیگه! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۴: دلم برا همتون تنگ شده. حتی شما دوست عزیز!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; پ.ن.۵ : به قول حافظ : &lt;FONT color=#ff0000&gt;به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار. . . . که از جهان ره و رسم سفر بر اندازم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.آ: &lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-26.aspx&quot; target=_blank&gt;آرشیو مطالب&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موفق باشید&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 05 Oct 2007 06:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dorj2&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>dorj2</dc:creator>
<guid>http://dorj2.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آرشیو مطالب</title>
<link>http://dorj2.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-14.aspx&quot; target=_blank&gt;مجموعه ی اندر احوال خودم&lt;/A&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-23.aspx&quot; target=_blank&gt;روشنفکر&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-13.aspx&quot; target=_blank&gt;انقلاب اشتباهیکه تکرار می شود!&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-11.aspx&quot; target=_blank&gt;جغرافیای کلام&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 04 Oct 2007 07:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dorj2&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>dorj2</dc:creator>
<guid>http://dorj2.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یادش به خیر!</title>
<link>http://dorj2.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&amp;nbsp; با سلام به همه ی شما عزیزان و عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان. امید واریم در این شب های پر از خیر و برکت این غریب را هم فراموش نکرده ، به دعایید مارا که نادخ محتاجیم! 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp; و اما امروز بعد از مدت های مدید باز گشته ایم تا بر جهانیان عنایتی دگر کرده ، قدری بورقیم خود را. البته کمی متفاوت با گذشته ، چوکه این بار نیامده ایم الانمان را بورقیم بلکه رمضان سال پیش را نقل خواهیم نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp; یادمان می آید چه شب های خاطره انگیزی را در حسینیه ارشاد و کانون توحید سپری فرمودیم. آه. . . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp; یکی از روز هایی که به همراه &lt;A href=&quot;http://www.armansorkh.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;امیر قلی&lt;/A&gt;&amp;nbsp;، &lt;A href=&quot;http://www.navaney.blogspot.com/&quot; target=_blank&gt;علی کلائی&lt;/A&gt;&amp;nbsp;، &lt;A href=&quot;http://www.shabesiyah.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;امیر مهرزاد&lt;/A&gt;&amp;nbsp;، &lt;A href=&quot;http://www.shahresaye.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;خانم سایه&lt;/A&gt;&amp;nbsp;، &lt;A href=&quot;http://www.saeidghoreishy.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;سعید&lt;/A&gt;&amp;nbsp;و . . . به حسینیه ارشاد رفتیم تا پای سخنان آقای کدیور بنشینیم. بعد از اقامه ی نماز به امامت ایشان و نوش جان&amp;nbsp;فرمودن افطاری به خرجشان ، خود را برای شنیدن فرمایشاتشان آماده می کردیم که برای کمک به آشپزخانه فرا خوانده شدیم! ( واج آرایی ش&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/22.gif&quot; width=18&gt; )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp; به آنجا رفتیم که سینی چای را برداریم. به ناگاه دیدیم علی و امیر قلی ( که هر دو از دوستان چپ ما هستند ) به اتفاق مشغول شستن ظروفند. پس ما ندا در دادیم:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp; ای بی خردان! شما هر دو چولید و دو چول به اتفاق شستن ظروف را نتوانند و هر آینه امکان دارد بشکنیدشان!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp; اما علی سر به اعتراض بر آورد تا بجوابد مارا که نا گاه دو بشقابی از دستشان افتاد و شکست. ولی باز هر چه گفتیم به خرجشان نرفت تا آنکه ما سینی چای را برداشتیم تا راهی شویم&amp;nbsp;اما دوباره در حین رد و بدل کردن ظروف بین شوینده ( علی ) و آب کشنده ( امیر ) ، به همان دلیل انحراف چشمی که ما تذکر داده بودیم! چند بشقابی از دستانشان رها شد&amp;nbsp;و بشکست!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp; و در این هنگام ، این شاه بیت بر زبانمان جاری شد:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستر دارند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;جوانـان&amp;nbsp; سـعـادتـمـنـد &amp;nbsp; ، &amp;nbsp;پـنـد &amp;nbsp;پـیـر &amp;nbsp;دانـا &amp;nbsp;را!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp; بگذریم بجز افطاری ها ی آقای کدیور که به جد خیلی می چسبید ( نه به دلیل مفت بودنشان ، بلکه به دلایل دیگر!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/27.gif&quot; width=18&gt; ) ،&amp;nbsp;خواطری ( جمع مکثر خاطره )&amp;nbsp;دیگر هم چون شب های کانون توحید ( بالاخص شب های قدر و اون در کذایی که دوستان می دونن کدو در رو میگم ) که باز هنوز هم نفهمیدیم چه طور شد ماهم جزو برگذار کنندگانش شدیم و سحری خوردن امیر مهرزاد و امیر قلی در&amp;nbsp;منزلمان ( جایتان خالی هر چی تو&amp;nbsp;سرد خانمان&amp;nbsp;بود و&amp;nbsp;ما دوست نداشتیم به خوردشان دادیم!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt; ) و . . . نیز این روز ها جلوی چشمانمان است ولی از آنجا که ما هم واره کم و گذیده می گییم از نقل آنها خود داری کرده تا شما هم قدری در خماریشان بمانید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp; پ.ن.۱: خداییش حال می کنید؟ در این وب به همه چیز توجه میشه حتی نکات کنکوری ( واج آرایی ش ) !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp; پ.ن.۲: دوستان عزیزی هم که در این شب هاهمراه ما بودند اگر حسش بود می توانند قدری در این باب قلم فرسایی نمایین. خوب اینم میشه یه بازی جدید که این بار خودمان شروعش فرمودیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp; پ.ن.۳: این روز ها موج جدیدی از دست گیری ها آغاز شده که یکی از مهمترینشون دستگیری &lt;A href=&quot;http:///&quot; target=_blank&gt;آقای قابل&lt;/A&gt;&amp;nbsp;هست. یادمه روزی که دانشجو هارو دستگیر می کردن هممون فریاد می زدیم که این معجزات تنها به دستگیری دانشجویان اکتفا نمی کنن! کاری بکنید ولی. . . به هر حال ما که این گوشه نشستیم و فقط از دستمان برمی آید که محکوم کنیم. پس طبق معمول محکوم می کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp; پ.ن.۴: گروهی از دوستان فرمودند که باز احتمالا این وبلاگمان هم در برخی از&amp;nbsp;شهر ها&amp;nbsp;فیلتر شده! قابل توجه &lt;A href=&quot;http://msm71.persianblog.ir/&quot; target=_blank&gt;دوست عزیزمانکه خواسته اند انتقاداتمان را صریح تر بیان کنیم&lt;/A&gt;&amp;nbsp;تا بتوانند پاسخ گو باشند! عزیز همین طور که می بینید ما هنوز صریح حرف نزده در یکسری از استان ها دوستانتان تحمل نکردن. چه برسد اگر بخواهیم صرح حرف بزنیم. خدا به دور&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/02.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp; پ.ن.آ: ما آمده بودیم که خود را بورقیم که نفهمیدیم چه شد دوستان را ورق فرمودیم. به هر حال انشا الله&amp;nbsp;این عزیزان&amp;nbsp;ما را خواهند بخشید!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;التماس دعا!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موفق باشید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;مطالب پیشین:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-23.aspx&quot; target=_blank&gt;روشنفکر&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-14.aspx&quot; target=_blank&gt;مجموعه ی اندر احوال خودم&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-13.aspx&quot; target=_blank&gt;انقلاب اشتباهی که تکرار می شود&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-11.aspx&quot; target=_blank&gt;جغرافیای کلام&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Sep 2007 05:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dorj2&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>dorj2</dc:creator>
<guid>http://dorj2.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روشنفکر</title>
<link>http://dorj2.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>سلام به هه ی شما عزیزان. امید وارم که حال همتون خوب باشه. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی از مشکلات اساسی که در استفاده از واژه های وارداتی همواره به چشم می خورد نبود تعریفی&amp;nbsp; مناسب برای این گونه واژه ها در فرهنگ و زبانمان می باشد. این امر حتی در مواردی که معادل سازی مناسبی در ترجه ی واژه صورت گرفته ، موجب شده واژه ی مورد نظر شخصیت خود را از دست بدهد و کارایی دیگری پیدا کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی از مهمترین اینگونه واژه ها ، واژه ی روشنفکر است که به علت تعاریف مختلف کارایی فراوانی پیدا کرده. تعاریفی که گاه باهم تفاوت بنیادی دارن!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بار ها خوانده ایم و شنیده ایم که نویسندگان و سخنرانان در ابتدای کلام خود تعریفی از این واژه ارائه می دهند تا مستمعین بدانند که در حال حاضر منظور از روشنفکر ، شخصی است با این ویژگی ها!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این پست به بیان تعاریفی از روشنفکر ، از نقطه نظر استاد شریعتی خواهم پرداخت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;دکتر شریعتی در سخنرانی تاریخ فردا&amp;nbsp;( با توجه به&amp;nbsp;موضوع کلام&amp;nbsp;) جامعه را بر مبنای شغل و میزان تحصیلاتی که دارن به دو طبقه ی کارگر فکری ( انتلکتوئل ) و کارگر بدنی و یدی ( عوام )&amp;nbsp;تقسیم می کنند. و بر همین مبنا کسانی را که کار فکری انجام می دهند و دارای تحصیلات دانشگاهی هستند را روشنفکر می نامند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;اما در اثار بعدی خود&amp;nbsp;( همچون چه باید کرد و شیعه ی علوی و شیعه ی صفوی ) به کلی این تعریف را رد کرده ، تعریفی کامل و جامع تری ارائه می دهند. در این آثار ( مخصوصا چه باید کرد! ) ویژگی افراد روشنفکر را این چنین بیان می کنند:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;افرادی که نسبت به وضعیت موجود جامعه ی خود احساس مسئولیت کرده ، با توجه به موقعیت اجتماعی ، فرهنگی ، تاریخی و سیاسی جامعهی خویش برای بهبود مشکلات آن تلاش می کنند!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این تعریف دیگر روشنفکری مخصوص به طبقه ی انتلکتوئل نیست و افرادی از هر دو طبقه&amp;nbsp; که دارای این هدف خاص باشند را شامل می شود. چه بسیار دانشمندانی که نه تنها در بهبود وضع موجود سهمی نداشته اند بلکه در تثبیت آن&amp;nbsp;ماثر بوده اند&amp;nbsp;و در عوض افرادی بدون داشتن تحصیلات ، قدم های بزرگی برای جامعه ی خود برداشته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همان طور که دیدید استاد یکی از مهم ترین ویژگی این افراد را&amp;nbsp;، فعالیت&amp;nbsp;با توجه به&amp;nbsp;موقعیت جامعه ی خودشان می دانند و&amp;nbsp;در ادامه می افزایند:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس در جهان روشنفکر وجود ندارد. روشنفکرانند که وجود دارن! به طور مثال شخصی که در اروپای غربی&amp;nbsp; و امریکا روشنفکر است اگر بخواهد در یکی از کشور های&amp;nbsp; جهان سوم هم همان رویه را ادامه دهد نه تنها دردی از آنها دوا نمی کند بلکه به مشکلات آنها می افزاید. پس همین روشنفکر اروپایی دیگر در کشور های جهان سوم روشنفکر قلمداد نخواهد شد ( و همچنین افرادی که به تقلید از او&amp;nbsp; همان رویه را در این گونه کشور ها ادامه می دهند نیز روشنفکر محسوب نمی شوند ).&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بنا بر این تعریف و با توجه به وضعیت&amp;nbsp; کشورمان استاد یکی از ویژگی های اساسی روشنفکر ایرانی را آشنایی با اسلام می دانند. &lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;زیرا جامعه ی کشورمان جامعه ای مذهبی است و کسانی که در این جامعه به مخالفت با اسلام می پردازند به تعبیر استاد ، توده ی مردم را از قشر روشنفکر به سوی متحجرین می رمانند! امری که نتایج نامیمون آن بر اثر فعالیت های انحرافی و تقلید های کور کورانه ی احزاب و گروه هایی همچون حزب توده همچنان بر سر جامعه ی کشور مان سایه افکنده است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;!&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فعالیت های این گروه ( به قول استاد ، روشنفکران گیلاسی! ) موجب شده که هنوز تحزب در ایران جایگاه مناسبی پیدا نکند و همچنان در نظر توده ی مردم کسانی که در احزاب ( مخصوصا در احزاب منتقد ) فعالیت می کنند ، افراد بی دینی باشند که هدف نهاییشان از بین بردن اسلام است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;همان طور که می بینید خواسته ی متحجرین حاکم به وسیله ی همین روشنفکران گیلاسی ( کسانی که به قول استاد ، در جلسات بعد از خوردن گیلاش شرابشان به&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; فحاشی&amp;nbsp; به همه ی اعتقادات و سنن جامعه&amp;nbsp; می پردازند و . . . ) بر آورده می شود و نتیجه ای جز خانه نشین&amp;nbsp; کردن روشنفکران و بازتر شدن دست حاکمان ندارد!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پ.ن.۱:&amp;nbsp; رفتارهایی که همکنون با دانشجویان و دیگر دلسوزان جامعه می شه و بی توجهی ای که نسبت به این گونه موارد&amp;nbsp; در جامعه احساس می شه نتیجه ی اعمال همین روشنفکران گیلاسی است!&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پ.ن.۲: ببخشید که کمتر وقت می کنم خدمت برسم. این روزها بد گرفتارم و تقریبا روزی ۱۲ ساعت سر کارم. دیگه وقتی میرسم خونه ولو می شویم و&amp;nbsp;رمق آن شدن نداریم. اگه می بینید نمی آییم بی مرام نیستیم ، کم سعادتیم!&amp;nbsp; که همانا در وصف ما گفته اند: ان الحسام اند المرام! ( همانا حسام اند مرام است! )&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پ.ن.۳: یکی از&amp;nbsp;بد ترین آثار رفتار آقایون حاکم اینه که حالا هر کی می خواد معروف بشه و یه چند نفری بشناسنش شروع میکنه به همه فحش میده و . . . بعم آقایون میان میگیرنش و همینجوری فرتولکی طرف معروف میشه! بدون آنکه لیاقتش رو داشته باشه. یادمه &lt;A href=&quot;http://www.hazfiat.com/&quot; target=_blank&gt;یکی از دوستان بسیار عزیزم&lt;/A&gt;&amp;nbsp;یه بار می گفت : متاسفم برای جامعه ای که افتخار روشنفکراش مدت زمان حبسشون هستش! حالا البته این گونه افراد رو حتی نمی شه ( بنا به تعریفی که کردیم ) روشنفکر هم محسوب کرد! چند روز پیش دیدم یکی از بلاگر های عزیز منو دعوت کرده به وبش و تو&amp;nbsp; وبشون&amp;nbsp; ادعا کردن که آقا امام زمان ( عج ) رو دیدن و مامور شدن که . . . بعد همین جور انواع و اقسام فحش های کاف داره که به همه دادن!راستش اول خندم گرفت ولی بعد که در موردش فکر کردم دیدم خوب وقتی مسئولین ما تمام اشتباهاتشون رو به گردن اون عزیز میندازند و به نا حق می خوان مشروعیت نداشتشون رو از اون بزرگ وار بگیرن و ادعا می کنند که مثلا لیست انتخاباتیشون به تایید آقا رسیده و . . . نتیجه ای جز این هم نمی تونه داشته باشه.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;پ.ن.آ: راستی سعادت نداشتم به وقتش تولد آقا رو تبریک&amp;nbsp; بگم. بازم&amp;nbsp;تاخیر من رو ببخشید.&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 248px; HEIGHT: 120px&quot; height=431 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.photoamp.com/pa/07/09/07/ieLu20.jpg&quot; width=200 align=left border=0&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بگشای لب که قند فراوانم آرزوست.&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;ای آفتاب حسن ، برون آ دمی ز ابر&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;کان چهره ی مشعشع تابانم آرزوست.&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;موفق باشید&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;,&apos;serif&apos;; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;مطالب پیشین:&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-21.aspx&quot; target=_blank&gt;آزادی&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-14.aspx&quot; target=_blank&gt;مجموعه ی اند احوال خودم&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-13.aspx&quot; target=_blank&gt;انقلاب اشتباهی که تکرار می شود&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal style=&quot;MARGIN: 5pt 0in; LINE-HEIGHT: normal; mso-pagination: none; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-11.aspx&quot; target=_blank&gt;جغرافیای کلام&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Fri, 07 Sep 2007 06:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dorj2&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>dorj2</dc:creator>
<guid>http://dorj2.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشغول می شویم! ( از مجموعه ی اند احوال خودم )</title>
<link>http://dorj2.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>سلام به همه ی شا عزیزان. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستش&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;A href=&quot;http://www.shabesiyah.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;به یکی از دوستان&lt;/A&gt; قول داده بودم که در باره ی موضوع خاصی بنویسم&amp;nbsp;ولی&amp;nbsp;باز به علت همون دلایل تکراری و حس &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/13.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;که در ما موج می زند ( همو رکب زدن رو میگم دیگه! ) این مطلب رو هم به بعد موکول می فرماییم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یادمان هست از همان زمان طفولیت عادت داشتیم که کارها را به بعد موکول نماییم و ابوی گرام از این عادت ما نا خرسند بوده همواره به ما گوشزد می&amp;nbsp;شدند که:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای حسام &amp;nbsp;مگر فردا روز ترا چه خواهد شد که این گونه می کنی؟ مگر فردا قرقی شدندی و همه اعمال را انجام دادندی؟ فرداهم همینی هستی که امروزی! پس کار امروز را به فردا مینداز!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولی از آجا که از فضل پدر ما را&amp;nbsp;هیچ حاصلی نبود! ما همچنان اند خم همان کوچه ایم و آدم نشده ایم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از این سخنان که بگذریم می خواهیم امروز قدری در باره ی شغل شریفمان سخن برانیم که همانا همان ویتریست!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از مدتی که در خانه لمیده بودیم به این نتیجه رسیدیم که اینگونه فایده نداشته با ید با گرفتن شغلی واردگود شویم. به هر حال باید در این ملک هم از یک جایی آغاز می کردیم! بنا بر این با عمو و کازن ارشدمان وارد شور شدیم و در آخر به این نتیجه رسیدیم که در شرایط کنونی ما ،&amp;nbsp;کار در رستوران برایمان از تمامی مشاغل بهتر است. زیرا اولا در رستوران می توان با ساعت کاری کم درآمدی قابل قبول داشت ( خوب کالجم دارم میرم! نمی تونم که تمام وقت کار کنم خوب! ) و از طرفی به علت آنکه باید در رستوران&amp;nbsp;با مردم ارتباط برقرارا کنیم زبانمان هم پیشرفت کرده ،&amp;nbsp;بالاخره راه می افتد! و چنتا دلیل دیگر!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بنا بر این با عموی گرام وعده کردیم که فلان روز به دنبال کار راهی شویم! یادمان هست ایشان فرمودند در نزدیکی منزلشان رستورانی هست که متعلق به یکی از هموطنان می باشد.&amp;nbsp; و فرمودند اول به آنجا&amp;nbsp;برویم تا ببینیم چه پیش می آید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان چشماتان روز بد نبیند! ما همینجوری فرتی رفتیم اونجا و با منیجر رستوران وارد مذاکره شدیم و اوشون هم زرتی مارا استخدام نمودن! مارا می گی ، کفمان بریده بود! تازه تصمیم گرفته بودیم وفکر می کردیم حد اقل یه هفته ای طول می کشد! و خلاصه یه چی گفته بودی که گفته باشیم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بالاخره روز موعود فرا رسید و روانه شدیم! از شوخی که بگذریم خیلی برام وحشت ناک و سخت بود! اولا که زبان من در حد چغندر هم نبود و بعدشم با اینکه این کار در اینجا ، چه جوری بگم؟ سطحش با ایران فرق می کنه و همه ی برو بچز هم سن و سال من و حتی بزرگ تر از من هم به همون دلایلی که گفتم&amp;nbsp; مشغول همین کارن! ( یعنی اصولا در اینجا یکی از مشاغل اصلی برای دانشجوها همین کار در رستورانه! و اصلا دست کمم نگیریدش کلی دم و دستگاه داره! رتبه بندی شده. اگه بخواید برید یه مقام بالاتر باید امتاحان بدید و حتی در بعضی جاها باید مدرکش رو بگیرید! ) ولی خوب من تازه اومده بودم اینجا و همه ی اینا برام شعار بود و برای منی که حد اقل در حد خودم در ایران شغل مناسبی داشتم خیلی سخت و زجر آور بود که . . . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از این ها که بگذریم یه مشکل دیگه همم خودنمایی می کرد! شاید الان درک نکنید ولی وقتی تو شرایطش باشید می فهمید که من چی کشیدم! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مشکل عظیم بعدی ما آن بود که رستوران ما غذا های ایتالیایی سرو می نماید! خوب ما که تا آن موقع نه از این جور غذا ها دیده بودیم و نه خورده بودیم که بتوانیم نام هایشان را به خاطر بسپاریم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در روز های اول جایتان خالی دریده شدم و آن قدر سوتی دادیم که برای یک عمر کفایت می کرد! تا آنکه&amp;nbsp;حیله ای&amp;nbsp;به ذهنمان خطور کرد! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما به این نتیجه رسیدیم که تا وقتی از این غذا ها تناول ننماییم و مزه هایشان را زیر زبانمان نچشیم یاد گیری نامشا میسر نخواهد بود! بنا بر این وارد عمل شدیم و هر روز یکی از غذا ها را تناول فرمودیم. رندیه ماثر و خوشمزه ای بود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که همانا برای هر دردی درمانی بودندی&amp;nbsp;و جوینده یابنده هست&amp;nbsp;اندی!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۱:&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;A href=&quot;http://www.shabesiyah.blogfa.com/post-31.aspx&quot; target=_blank&gt;یکی از دوستان عزیزم مقاله ای نوشتن و در اون سوالاتی رو مطرح کردن!&lt;/A&gt;&amp;nbsp; از همه ی شما عزیزان در خواست می کنم اگر امکام داره سری بزنید و در این هم فکری شرکت کنید!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۲: یادمه آقای صفا هرندی چند وقت پیش فرموده بودند که: روزنامه نگاران به آقای احمدی نژاد مدیونن! خوب خدارو شکر روزنامه نگاران عزیزمان خوب دینشون رو به آقای احمدی نژاد&amp;nbsp;ادا کردن&amp;nbsp;و از سخنرانی ایشون استقبال چشم گیری نمودن! خداییش تو این چند وقته با هیچ عکسی این قدر حال نکرده بودم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=340 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i10.tinypic.com/66iyu0l.jpg&quot; width=545 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.آ: به همه ی دوستان پیشنهاد می کنم در صورت مراجعه به رستوران ایتالیایی چیکن پارمیژان رو امتاحان بفرمایید!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موفق باشید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مطالب پیشین:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-21.aspx&quot; target=_blank&gt;آزادی&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-14.aspx&quot; target=_blank&gt;مجموعه ی اند احوال خودم&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-13.aspx&quot; target=_blank&gt;انقلاب اشتباهی که تکرار می شود&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-11.aspx&quot; target=_blank&gt;جغرافیای کلام&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 15 Aug 2007 06:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dorj2&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>dorj2</dc:creator>
<guid>http://dorj2.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آزادی</title>
<link>http://dorj2.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>با سلام خدمت همه ی شما عزیزان. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اول از همه بگم درسته که خودم هم گفته بودم نمی خوام زیاد خدا حافظیم طولانی بشه ولی این قدرا هم زود نمی خواستم مطلبی بنویسم. راستش علت نوشتن این مقاله&amp;nbsp; دعوتی بود که یکی از دوستان بسیار ،&amp;nbsp;بسیار ،&amp;nbsp;بسیار و . . . ( دیگه زیاد پرو نشو! هرکی ندونه خودت می دونی که خالی بستم! ) عزیزم از من ، برای شرکت در بازی آزادی&amp;nbsp;کرده ،&amp;nbsp;هستش! &lt;A href=&quot;http://www.shabesiyah.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;امیر مهزاد عزیز&lt;/A&gt;&amp;nbsp;برادر&amp;nbsp; محمد حسین مهرزاد از بازداشت شدگان ۱۸ تیر دفتر ادوار تحکیم وحدت!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان در بند آن قدر برای ما حرمت دارند که وقتی برادر یکی از این عزیزان بنده را قابل دانسته ، می خواهد که در این باره بنویسم شرمم&amp;nbsp;می آید پاسخ منفی بدهم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اما آزادی! آری دوستان ۱۰۱ سال از قیام مشروطه گذشت و در این دوران بسیار از آزادی گفته اند و شنیده ایم. ولی امروز می خواهم از منظری دیگر نظاره گر این زیبای خفته باشیم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یاران ۱۰۱ سال است که&amp;nbsp;هر وقت نامی از آزادی به میان می آید تصاویری دلخراش در ذهنمان نقش می بندد! &amp;nbsp;مشت ، لگد ، تخم مرغ داغ ، بطری نوشابه ، ناخون کشیدن ، سلول انفرادی ، شکستن دست و پا ، خاموش کردن سیگار روی بدن ، صندلی آهنی گداخته ، آمپول هوا ، چوبه ی دار ، تیر باران و. . . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آری دوستان روزگاری است که آزادی را دکتر احمدی ها و قاضی مرتضوی ها به بند کشیده اند!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صدو یک سال از انقلاب مردم ایران برای آزادی می گذرد ولی هنوز فکر کردن جرم است و سخن گفتن خیانت! صد و یک سال گذشت و هنوز افتخار رجل سیاسیمان مدت حبسی است که برای تفکرشان کشیده اند و شکنجه هایی که برای سخنانشان دیده اند! صد و یک سال گذشت و هنوز باید برای بردن نام شخص اول مملکت اول ثنای او را گفت و سپس بعد از سلام و صلوات نامش را بر زبان جاری کرد! صد و یک سال گذشت و هنوز یک نفر می تواندبه راحتی قانونی را که وکلای مردم صادر کرده اند&amp;nbsp;، رد کند ( حکم حکومتی! ) صد و یک سال گذشت و هنوز نظارت استصوابی غوغا می کند! صد و یک سال گذشت هنوز یک&amp;nbsp; نفر حاکم است مردم محکوم! صد و یک سال گذشت و هنوز مردم ما نیاموخته اند که خودشان بیندیشند و تصمیم بگیرند! ( یادم هست برای انتخابات ریاست جمهوری با بچه های نسیم به محله ی نارمک رفته بودیم. در یکی از میدانها جمعی از زنان رو دیدم که دور هم نشسته اند ، به میانشان رفتم گفتم &quot; &amp;nbsp;می خواهید&amp;nbsp;در انتخابات به کی رای بدید؟&amp;nbsp;&quot; همگی گفتن &quot; به احمدی نژاد &quot; گفتم چرا؟ گفتن&quot; چون آقا گفته! &quot;&amp;nbsp;گفتم &quot; سخن آقا عزیز ولی مگه خودتون عقل ندارید؟و . . . ) صد و یک سال گذشت و هنوز نه نان بر سر سفره های مردم آمده و نه آزادی درهارا به رویشان گشوده! صد ویک سال گذشت و هنوز زندانیان سیاسی ، هنوز به بند کشیدن فکر ، هنوز شکنجه ی شرف و آزادگی و هنوز آرزوی آزادی!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک روز آزادی به اسم خیانت اعدام شد و امروز برای کاستن از بار گناهش دست و پایش را می شکنند! روزی نام متفکر خائن بود و امروز مرتد! یک روز چادر از سر مادر بزرگانمان کشیدن و امروز بر سر خواهرانمان می کشند! یک روز شاه می آمد و نانوایی را به جرم گران فروشی در تنور می سوزاند و امروز اراذل و اوباش را فله ای اعدام میکنند! روزی با باتون عشق به وطن را می آموختد و امروز با شلاق به بهشت می برند! و ما هنوز در حسرت آنیم که به مقام خود برسیم ( انسان شویم! )که خداوند انسان را مختار و آزاد آفرید و انسان بدون آزادی حیوانی بیش نیست!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;من از رگبار هذیان در تب پاییز می ترسم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;از این اسطوره های از تهی لبریز می ترسم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;به شب تندیس هایی دیدم از تاریخ شمع آجین&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;به صبح از خواب گرد روح وهم انگیز می ترسم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نمی ترسند از ما و من ، این تاراجگر مردم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;به تاراج آمدند این ناکسان ، برخیز میترسم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۱: کلی خودم رو سانسور کردم تازه این شد! به فکر برگشتن به ایرانم بودم! دوستان لطف کنند بهم زنگ می زنند دوباره گیر ندن!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۲: من اصلا نمی گم اینجا آزادی کامل هست! میگم آنقدر در اینجا آزادی بیشتر از کشورمونه که مقایسه ی این دو کاملا بی معناست!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۳ : روزی در یکی از وبلاگ ها خواندم که نوشته بود: &quot; کاری نکنید که اراذل و اوباش مظلوم جلوه داده شوند! &quot; و امروز در کشورمان دقیقا این اتفاق رخ داد! سخن آن است که اگر از جرایم این افراد مطلع بودید چرا تا به حال گذاشتید آزاد بچرند و اگر تازه مطلع شدید چرا نگذاشتید در یک دادگاه صالح روال&amp;nbsp;قانونی کار برگزار شود! همینجور فرتولکی ۱۲ یا نمی دونم ۱۶ نفر رو در تهران بعد چند نفر رو در کرج و . . .&amp;nbsp; اعدام می کنید؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۴:&amp;nbsp;مصاحبه ی معجزه ی هزاره ی سوم رو در برنامه ی ۲۰:۳۰ دیدم! نمی دونم چه جوری آدم روش میشه توچشم طرف نگاه کنه و رو به دوربین جلوی ۷۰ ملیون ایرانی که حد اقل ۶۰٪ خودشون سخنان قبلی آقا رو شنیدن بگه . . . من اینجا می خوام به موسسه ی گینز برم اسم ایشون رو به عنوان رکرد دار تکذیب ثبت کنم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;پ.ن.۵: همه گفته اند و منم تکرار میکنم! بازداشت شدگان اخیر ازافتخارات ایرانمان هستند و هر اعترافی از آنها گرفته شود مضحکه ای بیش نیست! و در آخر این مطلب هم تصاویری از بند ۲۰۹ برای دوستان آورده ام! تجدید خاطره ایست ( &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;)!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.آ:&amp;nbsp; و اما به احترام این عزیزان در&amp;nbsp;روز ۱۴ مرداد بنا شده نام وبلاگ هامون رو موقتا به &amp;nbsp;&quot;&lt;A href=&quot;http://14mordad.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;14 مرداد ، روز همبستگی وبلاگ نویسان ایرانی با دانشجویان در بند&lt;/A&gt;&quot; تغییر بدیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;من هم با اجازتون به رسم این بازی ۱۰ تن از دوستان رو به این بازی دعوت می کنم! امیدوارم همگی دعوتم رو قبول کنند. &lt;A href=&quot;http://6609.persianblog.ir/&quot; target=_blank&gt;سمیرای عزیز&lt;/A&gt;&amp;nbsp;، &amp;nbsp;&lt;A href=&quot;http://azmarg.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;پندار عزیز&lt;/A&gt;&amp;nbsp;، &lt;A href=&quot;http://www.mht67.mihanblog.com/&quot; target=_blank&gt;نویچه ی گلم&lt;/A&gt;&amp;nbsp;، &lt;A href=&quot;http://jaziireh.blogfa.ir/&quot; target=_blank&gt;فرزانه عزیز&lt;/A&gt;&amp;nbsp;، &lt;A href=&quot;http://panjaareh.blogfa.ir/&quot; target=_blank&gt;آقا آرش&lt;/A&gt;&amp;nbsp;، &lt;A href=&quot;http://gozar_az_mana.mihanblog.com/&quot; target=_blank&gt;رها&lt;/A&gt;&amp;nbsp;، &lt;A href=&quot;http://antichap.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;داش علی دوست داشتنی&lt;/A&gt;&amp;nbsp;، &lt;A href=&quot;http://www.shahresaye.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;سایه ی عزیز&lt;/A&gt;&amp;nbsp;،&amp;nbsp;&lt;A href=&quot;http://www.kazemtanz.blogsky.com/&quot; target=_blank&gt;آقا کاظم&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.kazemtanz.blogsky.com/&quot; target=_blank&gt;&amp;nbsp;&lt;/A&gt;&amp;nbsp;و &lt;A href=&quot;http://martek.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;سامی عزیز&lt;/A&gt;&amp;nbsp;دوستانی هستن که ازشون می خوام اونا هم در باره ی آزادی بنویسن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 550px; HEIGHT: 328px&quot; height=475 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.photoamp.com/pa/07/08/03/rPNsPwclZh.jpg&quot; width=349 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 562px; HEIGHT: 344px&quot; height=517 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.photoamp.com/pa/07/08/03/RkoHt4f.jpg&quot; width=503 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به امید فردایی بهتر!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به امید ایرانی آباد و آزاد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موفق باشید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مطالب پیشین: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-14.aspx&quot; target=_blank&gt;مجموعه ی اندر احوال خودم&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-17.aspx&quot; target=_blank&gt;18 تیر ( بدون شرح 3 )&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-13.aspx&quot; target=_blank&gt;انقلاب اشتباهیکه تکرار می شود!&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-11.aspx&quot; target=_blank&gt;جغرافیای کلام&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Aug 2007 05:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dorj2&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>dorj2</dc:creator>
<guid>http://dorj2.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تا اطلاع ثانوی تعطیل</title>
<link>http://dorj2.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 553px; HEIGHT: 548px&quot; height=536 alt=&quot;The image “http://hoox.files.wordpress.com/2006/09/closed.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.&quot; src=&quot;http://hoox.files.wordpress.com/2006/09/closed.jpg&quot; width=551&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام به همه ی شما عزیزان. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستش رو بخوایید خودم هم نمی دونم چه مرگم شده&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/12.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/08.gif&quot; width=18&gt; ولی از آنجایی که قدری احساس هوملسی می نماییم ( بد جور دلم گرفته )&amp;nbsp;و غالبا نوشته هامان رنگ غم و غربت به خود گرفته اند در نتیجه تمام آنهارا پاره نموده ،&amp;nbsp;به زباله دان تاریخ سپردیم و بر آن شدیم چند صباحی به خود مرخصی داده ، به شما عزیزان هم رحم کنیم و در اینجا را برای مدت نا معلومی تخته نماییم. حال دیگه مدتش به خودمان مربوط هست&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/27.gif&quot; width=18&gt;! هر چه بیشتر شد شما خوشحال تر شوید. ولی زیاد هم به دل خود صابون نزنید که هر آینه امکان دارد رای ما برکشته ، برگردیم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر حال این چند وقته کمتر خدمت خواهم رسید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستی میلاد حضرت علی رو هم بهتون تبریک میگم. نمی دونم وقتی می بینه به اسمش به بندگان خدا ظلم میکنن چه حالی پیدا میکنه؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا درودی دیگر بدرود!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/17.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موفق باشی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مطالب پیشین:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-14.aspx&quot; target=_blank&gt;مجموعه ی اندر احوال خودم&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-17.aspx&quot; target=_blank&gt;18 تیر ( بدون شرح 3 )&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-13.aspx&quot; target=_blank&gt;انقلاب اشتباهیکه تکرار می شود!&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-11.aspx&quot; target=_blank&gt;جغرافیای کلام&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Jul 2007 05:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dorj2&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>dorj2</dc:creator>
<guid>http://dorj2.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اندر احوال خودم ، این قسمت: این یانکی های لوس</title>
<link>http://dorj2.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>سلام به همه ی شما عزیزان! 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستش قول داده بودم در این پست در خصوص ملاقات بیل کلینتن ( رئیس جمهور سابق امریکا ) با جمعی از ایرانیان مقیم اینجا سخن بگویم ولی از آنجا که مارا کسالتی فرا گرفته و از طرفی حس جدی سخن گفتن را هم نداریم بنا بر این خلف وعده کرده به شما عزیزان رکب می زنیم که: ان الحسام و اکبر و الراکبین. . . و این موضوع را به بعد موکول نموده اند احوال خودمان سخن میرانیم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه آن شب به یاد ماندنی هم به پایان رسید ( مهمانی میلاد کازنمان را می گوییم! ) و فردای آن ضیافت ما با یکی دیگر از اکازنمان ( جمع مکثر کازن ، به معنای پسر یا دختر خاله ، عمه ، عمو ، دایی ، پسر یا دختر پسر یادختر عمه یا خاله و . . .&amp;nbsp; )راهی بانکی شدیم تا اندک پولی را که به همراه خود آورده ایم در آنجا به ودیعه بگذاریم تا از گزند حرامی ها به دور بماند! اما چشمتان روز بد نبیند به محض ورود ، یک عدد چه بهتر ( به قول یکی از دوستان! / به معنای دختری زیبا روی ) به میزان لازم به سمت ما آمده سلام کرد ، خوش آمد گفت ، با ما شیک هند نومد و از حال ما جویا شد! و پس از قدری خوش و بش ، علت مراجعه را پرسید که اگر کازنمان با ما نبود بد جور ضایع می شدیم! چو که همچنان ما &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/07.gif&quot; width=18&gt;&amp;nbsp;مانده بودیم&amp;nbsp;که اصلا کارمان را فراموش نموده و اگر به خودمان بود کل پول را به آن بانو تقدیم میکردیم و سپس ولو می شدیم. اما خدا را شکر کازن بیچارمان&amp;nbsp;آنجابود زیر بغلمان را گرفت و آبرو داری کرد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اول ما کلی حال نمودیم که حتمان این خانوم با شخصیت از تریپ ما خوشش آمده! ولی بعده ها در یافتیم که این رویه ایست که همیشه در این دیار انجام می شود و همواره یکی از کارمندان بانک به نوبت بر مدخل بانک می ایستد ، پس از خوش آمد گفتن به مراجعین ، برای تسریع امور آنها را راهنمایی&amp;nbsp; می ناماید و بعد از اتمام کار وی را بدرقه می کند! ننر ها! ( به ضم نون و نون ) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به هر ترتیب که بود غائله ی بانک نیز به پایان رسید و ما به کمک کازنمان رسمی دیگر از رسومات این یانکی های لوس را آموختیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;فردا شب آن ماجرا به همراه همون کازنمان و یکی دیگر از اکازنمان که خواهر همون کازن اولی می شد و هردو دختر و پسر کازنمان ( به زبان آدمیزادی بچه های دختر عمه ام! ) بودند راهی هوکا باری شدیم ( هموم قهوه خونه ی خودمون! ) تا با دوستان اکازنمان آشنا شویم و هوکایی استعمال کنیم ( قلی بزنیم ، قلیانی بکشیم! ). جمع زیبایی بود از ایرانیان خارج از وطن که گاه برخی از آنان تا به حال ایرانمان را ندیده بودند!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مشغول دود کردن بودیم و از زندگی لذت می بردیم که! ، یکی از دوستان دوستان کازنمان که پسری سفید روی و بلند قامت بود&amp;nbsp;( از&amp;nbsp;پدر و مادری&amp;nbsp;اروپای شرقی تبار&amp;nbsp;و خود متولد اینجا ) از ما در مورد ایران و رابطه ی کشورمان با این امریکا ی جهان خوار و علت مخاصمه ی این دو و . . . سوالاتی پرسید ، ما هم که زبانمان این قدر ها قد نمی داد که خودمان شخصا با وی وارد مذاکره شویم! پس ، تریپ آدام حسابی ها را به خود گرفته ، از یکی از دوستان به عنوان دیلماج استفاده نمودیم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن بنده خدای از همه جا بی خبر از ما می پرسید که: از چه رو ایران می خواهد به کشورش ( همینجا رو میگفت ) حمله کند؟ و چرا رئیس جمهور ما می خواهد یک کشور را از روی نقشه ها پاک بنماید ( که بعده ها در یافتم خود وی&amp;nbsp;مخالف سر سخت&amp;nbsp;صهیونیست است! )؟ و چرا و چرا و. . . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که ما در جواب به وی خاطر نشان شدیم که ایران مانیست که به آمریکای آنها نزدیک است بلکه امریکای آنهاست که به ایران ما نزدیک است و اگر کسی به خواهد و بتواند به آن دیگری اتکی نماید و با آن دیگری وارد مخاصمه شود این یکی است ( آمریکا ) نه آن یکی ( ایران )! و در ادامه شروع به بستن یک سری خالی بندی هایی در مورد انتخابات در ایران شدیم ( با آنکه به باور خودمان این سخنان اراجیفی بیش نبود که بر زبان ما جاری شد ولی برای حفظ آبروی وطن مجبور شدیم آن دروغ های شاخ دار را بگوییم! ) و گفتیم که رئیس جمهور کشور ما نیز همچو کشور شما! در یک انتخابات آزاد ( از همه ی دوستان پوزش می خواهم! ) و مردمی انتخاب شده و همان طور که همه ی مردم کشور شما ( از جمله مستمع! ) با&amp;nbsp;رئیس جمهورتان&amp;nbsp;موافق نیستند ما هم با رویه ی این معجزه موافق نیستیم و کلا اوشون هم ( آقای احمدی نژاد ) مثل ایشون ( آقای بوش ) یکسری اراجیفی میگن که نباید بهشون گیر داد! انشا الله حالشون بهتر می شود و . . .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما نمی دانیم که آن بنده ی خدا چگونه با ین سخنان ما قانع شد؟ چو که ما تازه از راه آمده بودیم و خستگی راه و مشکلات روحی و جسمی بد جور بر ما چیره شده بودند و خلاصه جفنگ زیاد می گفتیم! ولی به هر حال خدا خواست و شد! شاید آن بنده ی خدا هم در رخساره ی ما نور الهی دیده بود یا حاله ای از نور ما را فرا گرفته بود ( قلیونش خیلی دود میکر آخه! )&amp;nbsp; و یا . . . الله اعلم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۱: خداییش دیده بودید تو یه مقاله یکی این قدر از پرانتز استفاده کنه! اینایی که توضیح دادم رو یاد بگیرید! دفه ی بعد دیگه حال ندارم این قدر هی باز کنم و ببندما!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن.۲: پری روز اون بنده ی خدای اجنبی رو دوباره دیدم! می خواست این بار در باره ی میانگین قد در ایران و قدرت و نفوذ رمالان و جنگیران در اذهان عمومی از ما بپرسد و بداند که چگونه است که این مسائل حتی در انتخابات ریاست جمهوری ما نیز&amp;nbsp;دخیل است؟&amp;nbsp;که چون این یانکی ها اصولا نوفهمن! و تکذیب کردن و این جور جنگولک بازی ها تو کتشون نمیره! فرار را بر قرار ترجیح دادیم! ( حالا این رو که شوخی کردم ولی جدا سخنان آقای جنتی رو شنیده بود! ببینید این جور اراجیف چقدر زود در اینجا منعکس می شود! این دایناسور ها خودشون که آبرو ندارن ! آبروی مارو هم می برن! )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;پ.ن.آ: این پست رو قبلا تایپ کرده بودم وگرنه با اتفاقایی که افتاده حال و های این سبک نوشتن رو نداشتم! راستش خبر بهم رسیده که چند تن از دوستان عزیزم رو روبه روی دانشکاه امیر کبیر و در دفتر تحکیم گرفتن! بد جور پریشانم! خدا بهشون کمک کنه و به خانواده هاشون صبر بده! که به قول حافظ:&amp;nbsp;&lt;FONT face=Georgia size=3&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت / &lt;FONT face=Georgia size=3&gt;دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=Georgia color=#ff0000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Georgia color=#999999 size=3&gt;موفق باشید&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مطالب پیشین:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-17.aspx&quot; target=_blank&gt;18 تیر ( بدون شرح 3 )&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-13.aspx&quot; target=_blank&gt;انقلاب اشتباهیکه تکرار می شود!&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-14.aspx&quot; target=_blank&gt;مجموعه ی اندر احوال خودم&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://dorj2.blogfa.com/post-11.aspx&quot; target=_blank&gt;جغرافیای کلام&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Jul 2007 05:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dorj2&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>dorj2</dc:creator>
<guid>http://dorj2.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
